خانه / آخرین مطالب / طنز؛ اندر باب منطق جناح های ما

طنز؛ اندر باب منطق جناح های ما

ماهنامه خط خطی – امیرمسعود فلاح:

۱. منطق اصول گرایان
یکی از نمایندگان مجلس گفته است کابینه در تعارض با رای اصول گراها نباشد. اگر این منطق را بخواهیم در سایر عرصه ها پیاده کنیم، اوضاع از این قرار خواهدبود.
آب سرد نباید گرمی آب گرم را از بین ببرد.
یخچالی که غذا را داخل آن می گذاریم نباید گرمی غذا را از بین ببرد.
پسری که ازدواج می کند  نباید به گونه ای باشد که آزادی های دوره مجردی اش را نداشته باشد.
فردی که موفق به گذراندن دوره تحصیلات تکمیلی نمی شود نباید از مزایای قانونی فردی که موفق به اتمام تحصیلات تکمیلی شده است محروم شود.
قیمت کالایی که گران می شود نباید از قیمت قبل گران شدن بالاتر برود.
اعضای شورای شهر جدید، در انتخاب شهردار بعدی، نباید برخلاف نظر اعضای شورای قبلی عمل کنند.
کره شمالی نباید سیاست هایی متفاوت با کره جنوبی در پیش بگیرد.
فارسی زبانان نباید طوری حرف بزنند که انگار زبانشان انگلیسی نیست.
ساکنان استان های سردسیر کشور نباید آن قدر خودشان را بپوشانند که انگار در کشور، استان های گرمسیر نداریم.
کسی که موهای سرش ریخته است و ریش و سبیلی هم ندارد نباید از رفتن به آرایشگاه اجتناب کند.
کسی که رادیو گوش می کند نباید این طور فکر کند که تصویر آنچه می شنود را از تلویزیون نمی بیند.
کسی که سه تار می نوازد نباید خود را ناآشنا با گیتاربیس بداند.
برخی زا اعضای فراکسیون امید مجلس نباید خیال کنند اسم فراکسیون قرار است مسمایی داشته باشد.۲. منطق اصلاح طلبان

برخی اصلاح طلبان در پاسخ به انتقادات گسترده ای که به نحوه بستن لیست واحد انتخابات شورای شهرشان شده است، می گویند (باز لطف می کنند و می گویند، و گرنه اکثریتشان و به ویژه بعضی بزرگانشان که همان را هم نمی گویند) که نمی شد از میان صدها و هزاران نفر، لیستی بست که مورد قبول هم باشد و مورد اعتراض هیچ کس نباشد.
ضمن سپاس از این جا به جاکردن مرزهای منطق، مسئولیت پذیری و پاسخگویی و شفافیت از طرف این عزیزان که پرچم صداقت، مسئولیت پذیری و شفافیت را توی چشم ما کرده اند از بسکه بالا برده اند، می خواهیم قاعده منطقی ای که مطرح کرده اند را به دیگر عرصه ها هم تعمیم دهیم تا ببینیم نتیجه چه می شود: نمی شود موسیقی تیتراژ فیلمی را در ایران طوری ساخت که مورد قبول همه اعضای صنف معلمان مدارس یکی از کشورهای همسایه، که اتفاقا بعضی شان به آواز محلی شان هم مسلط اند، باشد.
نمی شود یک تئاتر را در تهران به گونه ای روی صحنه برد و اجرا کرد که مورد اعتراض تمامی سهام داران بورس یکی از پایتخت های اروپایی، که از قضا بعضی شان تهیه کننده سینما هم هستند، نباشد. نمی شود سرمقاله یکی از روزنامه های محلی اصلاح طلب چاپ صبح یکی از شهرهای دامنه جنوبی البرز را به طریقی نوشت که همه (تاکید می کنم همه) کارکنان چاپخانه یکی از روزنامه های محلی اصول گرای چاپ عصر یکی از شهرهای دامنه شرقی زاگرس از محتوای آن راضی باشند.
نمی شود ترکیب تیم ملی فوتبال یکی از کشورهای جنوب شرق آسیا را به گونه ای تعیین کرد که مربی تیم ملی بسکتبال یکی از کشورهای آفریقایی، که اتفاقا اعضای تیمش قد بلندی هم دارند و به درد والیبال هم می خورند، لب به گلایه باز نکنند!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *